آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
576
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
از اينجا ثابت مىشود ، كه چون در آغاز دولت عرب خواستهاند خوذاى نامگ را صورت جديدى بدهند ، اخبار را از منابع مختلف گرفتهاند ، كه بعضى حاكى از احساسات عامه رعايا و برخى متمايل باشراف و روحانيان بوده است . مثلا طبرى نخست روايت هشام بن محمد را نقل مىكند ، كه گويد « 1 » : هرمز بن كسرى هذا كثير - الادب ذانية الاحسان الى الضعفا و المساكين و الحمل على الاشراف فعادوه و ابغضوه و كان فى نفسه عليهم مثل ذلك . . . و كان متحربا للسيرة فى رعيته بالعدل » ، يعنى « هرمزد پسر خسرو پادشاهى با ادب و احسان و دوستدار ضعيفان و فقيران بود و بر اشراف سخت ميگرفت ، پس در كين او ثابت شدند و او نيز كين آنان در دل گرفت . . . حس دادگرى او در حق رعيت فوق العاده بود » . پس طبرى دو حكايت نقل مىكند راجع به عدالت سخت و تزلزلناپذير هرمزد ، كه بيشتر مورخان عرب و ايران آن را در كتب خود آوردهاند . آنگاه از روى مأخذ ديگرى طبرى هرمزد را چنين وصف مىكند « 2 » . « و قيل ان هرمز كان مظفرا منصورا لا يمديده الا شى الا ناله و كان مع ذلك اديبا اريبا واهيا ردى النية قد نزعه اخواله الاتراك « 3 » و كان مقصيا الاشراف و انه قتل من العلماء و اهل البيوتات و الشرف ثلاثهء عشر الف رجل و ستائه رجل و انه لم يكن له راى الا فى تالف السفله و استصلاحهم » « 4 » . بلعمى در ترجمه اين عبارت گويد : « اما عيب او آن بود ، كه مردمان بزرگ را خرد داشتى و حق ايشان نشناختى و درويشان و حقيران را برگزيدى و هر كس كه بر ضعيفى ستمى كردى او را بكشتى تا بشمار آمدى سيزده هزار كس از بزرگان و مهتران بدين سبب كشته بود و بدين سبب درويشان او را زشت داشتندى و مهتران او را دشمن . »
--> ( 1 ) - ص 988 ، نلدكه ، ص 264 . ( 2 ) - ص 990 ، نلدكه ، ص 267 . ( 3 ) - مادر هرمزد دختر خاقان تركان بود ، كه خسرو بزنى گرفته بود ، ر ك ص 403 ، يادداشت 2 . ( 4 ) عين عبارات عربى از طبرى ( چاپ مصر ) گرفته شد . مترجم